چون نیکوکارى بر زمانه و مردم آن غالب آید و کسى به دیگرى گمان بد برد ، که از او فضیحتى آشکار نشده ، ستم کرده است . و اگر بدکارى بر زمانه و مردم آن غالب شود و کسى به دیگرى گمان نیک برد خود را فریفته است . [نهج البلاغه]   بازدید امروز: 0  بازدید دیروز: 0   کل بازدیدها: 4658
 
مجنون
 
وفاا
نویسنده: مرجان(سه شنبه 85/6/21 ساعت 4:35 عصر)

دوش در حلقه ی ما قصه گیسوی تو بود

تا دل شب سخن از سلسله ی موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تود ر خون میگشت

باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت

فتنه انگیز جهان غمزه ی جادوی تو بود

*******

 

و قتی که دیگر نبود

من به بودنش نیازمند شدم

وقتی که دیگر رفت

من به انتظار امدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

من او را دوست داشتم

وقتی که او تمام کرد

من شروع کردم

وقتی او تمام شد

من اغاز شدم

وچه سخت است

تنها متولد شدن

مثل تنها زندگی کردن است

مثل تنها مردن

*******

****

**

وه که جدا نمی شود

نقش تو از خیال من

چه شود به عاقبت

در هوس تو حال من



نظرات دیگران ( )


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
وفاا
[عناوین آرشیوشده]

|  RSS  |
| خانه |
| شناسنامه |
| پست الکترونیک |
| مدیریت وبلاگ من |

|| مطالب بایگانی شده ||
تابستان 1385

|| اشتراک در خبرنامه ||
  || درباره من ||
مجنون
مرجان

|| لوگوی وبلاگ من ||
مجنون

|| اوقات شرعی ||


|| وضعیت من در یاهو ||
یــــاهـو